۱۳۹۳ مهر ۱۲, شنبه


اجرای روز هشتم، "شام آخر؟"، علیرضا امین مظفری

 
اجرای روز هشتم، "شام آخر؟"، علیرضا امین مظفری
 

یکشنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۳
ساعت اجرا:  ساعت  ۱۹ تا ۲۰
این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.






بیوگرافی علیرضا امین مظفری:


متولد ۱۳۶۴
 
کارگردانی تئاتر:

 توکایی در قفس / تبریز/ ۱۳۷۷
 جرس /تبریز، تهران / ۱۳۷۹
 گیلگمش / تبریز، سنندج / ۱۳۸۱
 دستفروش / تبریز/۱۳۸۱
 ارش / تبریز ، مشهد / ۱۳۸۲
 جنگ کور / تبریز / ۱۳۸۲
اتاقک زیر شیروانی / تبریز / ۱۳۸۲
کاغذهای کاغذی / تبریز / ۱۳۸۳
 گوزن ها / تبریز / ۱۳۸۳
 خروس زری پیرهن پری / تبریز / ۱۳۸۳
قهوه قجری / تبریز /۱۳۸۴


فیلم کوتاه:

دستیار کارگردانی فیلم کوتاه راه رفتن روی ریلها / جشنواره بین المللی فیلم فجر /۱۳۸۵
دستیار کارگردانی فیلم کوتاه میلی متر / جشنواره فیلم دفاع مقدس / ۱۳۸۷
دستیار کارگردانی فیلم کوتاه کامیکازه / جشنواره بین المللی فیلم پالرمو ایتالیا / ۱۳۸۷



پرفورمنس و پرفورمنس آرت

نقش خوانی داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد /  گالری سرو تبریز / ۱۳۹۱
دخترای ننه دریا /  گالری سرو تبریز / ۱۳۹۲
پیکر اسب های محکوم به اعدام /  گالری سرو تبریز،  گالری آرته اصفهان  / ۱۳۹۲

hello my name is gilgamesh and my best friend is enkidu /  گالری ایست تهران  ،  گالری آرته اصفهان / ۱۳۹۳


‬روش کار برای "چرا که از این طریق رد سن مان را پاک می کنیم" بخشی از "شخصیت ویرانگر"‬ نوشته والتر بنیامین‬، ترجمه امید هاشمی ‬

‫‬
‬شخصیت ویرانگر یک دستورالعمل بیشتر ندارد: ایجاد فضا، یک فعالیت، روبیدن. نیازش به هوای تازه و فضای آزاد از هر تنفری نیرومند تر است.‬
...‬
شخصیت ویرانگر جوان و بازیگوش است. از بین بردن در واقع ما را جوان می کند، چرا که از این طریق رد سن مان را پاک می کنیم، ما را شاد می کند، چرا که پاک کردن برای وایرانگر به معنای حل کردن کامل وضعیت خودش است، و حتی بیرون کشیدن ریشه دوم آن.‬
…‬
زمانی که درک می کنیم، وقتی دنیا را شایسته ویرانی در نظر می گیریم چقدر ساده تر می شود، با دلیلی قوی تر به تصویری این چنین آپولونی از ویرانگر می رسیم. بدین ترتیب تمام هستی به شکلی هماهنگ [و واحد] با ربانی عظیم به دور آن در می آید. چنین بینشی ست که به شخصیت ویرانگر صحنه نمایشی با عمیق ترین هارمونی را ارائه می دهد.‬

شخصیت وایرانگر، هیچ ایده ای در سر ندارد. نیازهایش کاهش یافته اند. قبل ازهر چیز، او هیچ نیازی ندارد که بداند چه چیز جایگزین آنچه ویران شده است می شود.‬
اول، حداقل برای یک لحظه، فضای خالی، جایی که آن چیز در آنجا بود، جایی که قربانی آنجا زندگی می کرد. حتمن کسی پیدا می شود که به آن نیاز داشته باشد بدون آنکه بخواهد اشغالش کند.‬

ویرانگر یک سیگنال است. همانطور که نسبت های مثلثاتی در همه جا به میان می آیند، [شخصیت ویرانگر] در معرض هر شایعه ای قرار میگیرد. تلاش برای محافظت در برابر آن بی معنی ست.‬
شخصیت ویرانگر هیچ علاقه ای به فهمیده شدن ندارد. به چشم او هر تلاشی در این مسیر سطحی ست. بلعکس، تحریکش میکند، همانطور که وحی ها تحریکش کردند، همین نهادهای ویرانگر مستقر شده توسط دولت. وراجی بیهوده، این خورده بورژوای ترینِ پدیده ها، فقط از همینکه مردم نمی خواهند که بد فهمیده شوند ناشی میشود. شخصیت ویرانگر سؤتفاهم ها را قبول می کند. به وراجی ها دامن نمی زند.‬
….‬
شخصیت ویرانگر آگاهی انسان تاریخی را دارد، نبض اصلی اش بی توجهی نازدودنی اونسبت به سیر حوادث است و پذیرش اینکه هر لحظه ممکن است همه چیز خراب شود. به همین دلیل شخصیت ویرانگر خودِ اطمینان است. ‬

به چشم شخصیت ویرانگر هیچ چیز بادوام نیست. دقیقن به همبن دلیل است که او همه جا راه هایی می بیند. انجا که دیگران به کوه و دیوار می کوبند، او هنوز راهی می بیند. ولی از انجا که در همه جا راه هایی می بیند مجبور است که همه شان را پاک کند، نه اینکه همه جا با نیرویی خشن و بی رحم، بلکه گاهی با نیرویی ظریف ونجیب تر. از انجا که همه جا راه هایی می بیند، او خود همیشه در تقاطع راه ها قرار دارد. هیچ لحظه ای لحظه بعدی را نمی شناسد.‬
او هر چه که هست را له میکند، نه به عشق آوارها، که به عشق راهی که از آنها می گذرد. ‬


شخصیت ویرانگر‬
والتر بنیامین‬









هستی شناسی زمان در هپینینگ با نگاهی به «برای التماس روح مصیبت» اثر ژان ژک لبل، امید هاشمی و یاسر همتی

عمومن مفهوم زمان مسیحی (خطی. غایتگر ، ممتد) در جریان هنر غالب به صورت پیش فرض مورد قبول واقع شده است. در اینجا منظور، امتداد خطی  «لحظات» است که در تعریف هگلی، گذر از هستی به نیستی و از نیستی به هستی را معنا می دهد. سایه این تعریف، به عنوان برداشت حاضر از زمان و بازنمایی فضایی تجربه زمانی ، گستره خود را بر برداشت ما از زمان در تاریخ و تفکر غرب پهن کرده است.
رادیکال ترین شکل این درک از زمان (تاریخ) را ـ به عنوان لحظاتی در ادامه هم ـ می توان نزد  هگل دید، آنجا که زمان به عنوان نفی و عبور دیالکتیک فضا فهمیده می شود. این درک از زمان در قسمتی از «دانشنامه» توسط او اینگونه مشخص شده است: «هستی  که در بودنش ، نیست و در نبودنش ، هست.  شدنی در یک چشم بهم زدن»
در این دیدگاه ، تاریخ جهان چیزی جز روند الهی روح، مسیری که طی آن به مرور او نسبت به خود، آگاه می شود نیست.  در این درک از زمان ، تاریخ به سمت  پیشرفت عقلانیت، اخلاق و آزادی می رود. «تاریخ جهان، پیشرفت در آگاهی نسبت به آزادی ست» (   Georg Wilhelm Friedrich Hegel, Leçons sur la philosophie de l'histoire, trad. P. Garmiron, Paris Vrin, 1978 - 1985 ) هگل تاریخ جهان را توسط روایتی، پله به پله می سازد.
به این ترتیب ، زمان به عنوان هستی منفی، با روح به عنوان امر منفی منطبق می شود . این نگاه به زمان با ادیسه روح هگل و تفکر پروگرسیست که خود را بر تاریخ غربی می گستراند همخوان است. به عقیده او، تاریخ، یک روند خود محقق سازی «ایده» است که هدف آن آزادی بشر است.
 در برابر این مفهوم هگلی از زمان، برداشت دیگری از زمان در حاشیه تفکر غربی وجود دارد که کاملترین صورت بندی آن را می توان در آثار والتر بنیامین یافت. بنیامین در نوشته های مختلف خود تکلیفش را با تفکر پروگرسیست (progressiste) مشخص کرده است. پیشرفت (progrès) جایگزین یست که بورژوازی برای خوشبختی و سعادت ساخته است و تاریخ به واسطه ان ویرانه های زیادی را به بار اورده است . تاریخِ «پیشرفت»، تاریخِ  وحشی گری ست، تاریخ گسترش سلاح های کشتار جمعی و تکنولوژی نسل کشی ها.
بنیامین در نهمین تزش بر فلسفه تاریخ تصویر فرشته ای را توصیف میکند که پل کله دراثری به نام «آنجلوس ونوس» به تصویر کشیده است.
فرشته با چهره ای که رو به عقب( گذشته) برگشته، به ویرانه های تاریخ می نگرد. «او فقط به فاجعه ای واحد مینگرد که بی وقفه مخروبه بر مخروبه تلنبار میکند  و آنرا پیش پای او می افکند(…) اما طوفانی از جانب بهشت در حال وزیدن است و با چنان خشمی بر بال های وی میکوبد که فرشته را دیگر یارای بستن آنها نیست (...) این طوفان او را با نیرویی مقاومت ناپذیر به درون آینده ای می راند که پشت بدان دارد…». در تفکر بنیامین این طوفان همان «پیشرفت» است. و بدین ترتیب این بهشت چیزی نیست جز جهنمی که کاپیتالیسم برای زمین به ارمغان آورده است.
در این حال، تاریخی که فرشته نگاه خود را به آن دوخته است ، تاریخ مصیبت واحدی ست که قدرت مخرب خود را بر روی همه چیز می گستراند، ولی در عین حال، تاریخی ست که حاوی پتانسیل های شکوفا نشده است. محقق سازی این پتانسیل های شکوفا نشده همان رستگاری است، انفجارِ امتدادِ تاریخ ، از ریشه به انجام رساندن گذشته تاریخی ( به عنوان تاریخ ستمدیدگان).
 در این مفهومِ زمان، بر عکس ایدئولوژی غالب، تاریخ، بردگی انسان در برابر امتداد خطیِ زمان نیست.، بلکه رهایی او از این رابطه با زمان است. این دیدگاه منادی زیستن در زمان تاریخ (Ciaros) است که در آن انسان آزادی خود را در لحظه (حال) انتخاب میکند. به همان ترتیب که زمان پر، غیرممتد و کامل « سعادت» در برابر زمان ِتهی، همگون ، ممتد و ناکاملِ تاریخگرا (Historicisme) ( زمان خطی) قرار میگیرد.
با این پرسپکتیو، گذشته تاریخی یک سری از تاریخ های تقویمی نیستند، بلکه هر اتفاقی که جامعه را دچار تحول کند، تاریخی ست.
در این درک از زمان، انسان به دنبال سراب تهی پیشرفت بی امان در امتداد زمان خطیِ ناکامل نیست. درست برعکس ، او در هر لحظه آماده متوقف کردن زمان است ( «هر لحظه دریچه ایست باریک که مسیح از آن وارد میشود» : والتر بنیامین، تزهایی درباره مفهوم تاریخ )  چراکه او فراموش نمیکند که سرای واقعیش خوشبختی ست. این همان زمانی ست که در انقلاب ها و آثار هنری حقیقی تجربه میشود، تجربه زیستن انقطاع و توقف زمان و ترتیب تقویمی، همانگونه که بنیامین آنرا مطرح میکند.
 در تفکر هنر غالب روند معنایی به حرکت رو به پیش زمان بستگی دارد.  در این مفهوم زمان، شکوفایی زمان بر مبنای  برنامه ای  از پیش طرح ریزی شده بر روی « پله قبلی » پایه ریزی شده است. می توان  گفت که نوعی اقتصاد در این شکوفایی وجود دارد که الاهیات (۱) آنرا به الاهیات اقتصادی تبدیل می کند که تکیه بر Oikonomia  یا مدیریت و اداره سیر امور  دارد. این الاهیات نهایتن تابع نوعی  plan divain یا طرح و نقشه الهی ست.
ولی در برخی از اشکال پرفورمانس ، چون «شعر مستقیم» (La poésie directe) یا هپنینگ های  ژان ژک لبل ، با مفهوم دیگری از زمان رو به رو هستیم. مفهومی که این دیدگاه پیشنهاد می کند، الاهیاتی سیاسی ست که با تنش، انقطاع، شوک و پارگی در زمان آشنا ست. در این تئولوژی  (الاهیات)، امر الهی ( یا امر متعالی، که در اینجا می تواند تاریخ به مثابه مجموعه یا تاریخ نجات (رستگاری)  باشد) به صورت مخرب و منفی در جریان  امور وارد می شود و آن را قطع می کند.
در هپینینگی به نام «برای التماس کردن روح مصیبت» چندین اتفاق «جدا» از هم در یک فضای جمعی منظومه ای از تنش ها ، پاره گی ها، انقطاع ها و شوک ها را محقق می سازند.
- ژک گابریل Lyricol خود را به شرکت کننده ها ارائه می دهد. پادزهر « ضد انزجار، زخم جهانی، تب »... 
- ارو Erro، در حالی که صورتش با یک «مکا-ماسک» پوشیده شده است، تصاویر اثار مشهور تاریخ هنر و عکس های اروتیک را به روی پوست برهنه شکم و کمر جوانا لارسون که ماسکی به شکل «گوستاو مورو» به سر دارد، می تاباند.
- ژان ژک لبل با لباس پیرزنی ، سبد خرید بزرگی  که پرچم سه رنگ فرانسه روی آن است را به زحمت هل می دهد و فریاد می زند : « بچه م، بچه م» بعد خودش را به شکل یک نازی با ژست های رباطیک و حالتی تهاجمی در می اورد و از زیر پرچم ماسک ژنرال دو گول (که در این زمان رییس جمهور به شدت بنیادگرای فرانسه بود)  را در می آورد و روی صورت چند تن از شرکت کننده ها قرار می دهد.
- دیسکی نیمو به صورت ساکن و بی سر و صدا می ایستد.
- ارو قلم موها و تیوپ های رنگی را بین ران های یک زن سر می دهد که از دیگری خارج می شونند.
- تدسومی کودو  یکی از مجسمه های خود به نام « آلت دنیا» را بر روی دستانش صیقل می دهد ومتنی را به ژاپنی در مورد « درماندگی فلسفه» دکلمه می کند.
- روی سطح یک پلاستیک بزرگ شفاف که به روی شاسی کشیده شده است، ژان ژک لبل تابلویی را می کشد و سپس آنرا در می نوردد.
ـ برای پایان، لبل و چندتن دیگر از شرکت کنندگان لباس های خود را در می آورند و یک اکسیون پینتینگ Action painting را به اجرا در می آورند . لبل از میان تابلو می پرد و در حالی که فریاد میزند : «هایل هنر،هایل سکس» از گالری خارج میشود .

این هپنینگ همان توقف شوک آمیز و « عکاسانه» را که ما در این درک از زمان به دنبال آنیم محقق می سازد. این اثر همان چیزی را که بنیامین « دیالکتیک ساکن» و « تصویر  اوتانتیک مینامد ، محقق می سازد. این تصویر دیالکتیک امتداد المان های تاریخی را قطع میکند و عادات یک جریان عادی را بر هم میریزد. چرا که در لحظات توقف و واژگونی که ارائه می دهد، رابطه دیگری با زمانمندی ( temporalité) ایجاد میکند.
تصویر ساخته شده با ایجاد شکافی در عادات زمانی پردازش دیگری را در نگاه به تضاد ها و پیچیدگی ها ارائه میدهد.. در این تصویر، تنش ها، شکاف ها و تضاد ها نسبت به یکدیگر ساکن هستند.
هفدهمین تز بر فلسفه تاریخ بنیامین این ایده توقف و شوک را تشریح میکند:
تفکر علاوه بر جریان افکار، مستلزم توقف و سکون آنها نیز هست. آنجا که تفکر به ناگاه در [هیات] نوعی آبستن از تنش ها متوقف میشود، ضربه ای به آن منظومه وارد می آورد که به واسطه آن، تفکر به صورت یک موناد یا جوهر خرد متبلور می شود.»
با خوانشی دقیق از ساختاری که بنیامین به عنوان موناد ارائه می دهد، می توان هپنینگ لبل را به عنوان یک توقف مسیحایی وقوع زمان در دهه شصت ببینیم. در اینجا بخت و اقبال انقلابی، خود را به صورت منظومه ای از تنش ها در یک اثر نشان می دهد و دوره ای خاص از زمان  را به عرصه ظهور در می آورد، که خود را از جریان همگون تاریخ جدا میکند. دوره ای که با جنبش می۶۸ رابطه ای ریزوماتیک دارد.


۱. در اینجا الاهیات نشانگر ساختن دگمی در رابطه با سیاست، هنر و یا اقتصاد نیست. بلکه نوعی کنکاش بر روی تاریخ ایده ها ست. تحقیقی بر روی رد و نشانه های مفاهیم الاهیاتی در چارچوب تاریخ، هنر و اقتصاد است. به بیان دیگر،دراین نوشته و برای تحقیق ما، الاهیات ساختاری باستان شناسانه (به معنای فوکویی آن) دارد.     
       

۱۳۹۳ مهر ۱۱, جمعه

عکس هایی از پرفورمنس آرت 

"چرا که ازین طریق رد سنمان را پاک میکنیم " اثر نیما نیک اخلاق

خبرنامه شماره ۷ چهارمین فستیوال سی پرفورمنس،...

پرفورمنس آرت امروز:
"چرا که از این طریق رد سن مان را پاک می کنیم"، نیما نیک اخلاق
جمعه ۱۱ مهرماه ۱۳۹۳
ساعت اجرا: راس ساعت ۱۹
لطفا توجه فرمایید  بعد از ساعت ۱۹ ورود به اجرا میسر نیست.

این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.

لطفا توجه فرمایید:
پیش از شروع پرفورمنس ها گوشی همراه خود را خاموش کنید.
عکاسی و فیلمبرداری از تمامی پرفورمنس ها بدون اجازه مسئولین گالری و هنرمندان مجاز نیست.
از تمامی دوستان و مخاطبان محترم تقاضا می کنیم پیش و بعد از پرفورمنس ها از تجمع روبروی گالری و در خیابان جدا پرهیز نمایید همکاری شما در این زمینه موجب آسودگی مسئولین گالری در برگزاری این رویداد خواهد شد.
پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم.


بیوگرافی نیما نیک اخلاق:
.
.
.
.
.

پرفورمنس آرت روز یکشنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۳

"شام آخر؟"، علیرضا امین مظفری
ساعت اجرا: ۱۹ تا ۲۰

این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.


توجه:

تمامی اجراها رایگان است. پرفورمنس ها  نیاز به ثبت نام دارند (همواره یک شب قبل نیاز یا عدم نیاز به ثبت نام را در وبلاگ گالری بررسی نمایید. ثبت نام از طریق وبسایت های گالری ایست و یک روز پیش از هر اجرا برای همان اجرا صورت می گیرد. فرم ثبت نام هوشمند است و بعد از رسیدن به تعداد در نظر گرفته شده توسط هنرمند بسته خواهد شد.




گالری ایست در طول فستیوال روزهای شنبه و چهارشنبه تعطیل است. 
  ‎برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ و وبسایت گالری ایست مراجعه کنید. ‎‏blog.tehraneastgallery.com


۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه


اجرای روز هفتم، "چرا که از این طریق رد سن مان را پاک می کنیم"، نیما نیک اخلاق

 
اجرای روز هفتم، "چرا که از این طریق رد سن مان را پاک می کنیم"، نیما نیک اخلاق
جمعه ۱۱ مهرماه ۱۳۹۳
ساعت اجرا: راس ساعت ۱۹- لطفا توجه فرمایید  بعد از ساعت ۱۹ ورود به اجرا میسر نیست.

این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.







بیوگرافی نیما نیک اخلاق:

.
.
.
.

عکس هایی از پرفورمنس آرت 

"فراموش شدگان" اثر هومن داوودی

تخریب‌گری ایرانی، یادداشتی بر پرفورمنس آرت "کانستراکشن" اثر الیاس امینیان، محسن ثقفی

 منبع: هنرآنلاین

Interactivity یا مشارکت مخاطب در هنرهای جدید، چالشی بوده که از آغاز بروز و ظهور رسانه های جدید خودنمایی میکرده. غیر قابل پیش بینی بودن کنش مخاطب در مواجهه با اثر هنری و هنرمند جدید، نکته ای بوده که اثر هنری را در امر بازتولید آن با چالش تکرار ناپذیر بودن مواجه میکرده. از آثار آبراموویچ گرفته تا یوکو اونو و جوزف بویز، سعی کرده اند با بکارگیری هوشمندانه واکنش مخاطب نسبت به اثر هنری، امر اتفاق و تصادف را آثارشان مورد استفاده قرار دهند.

اما واکنش یا مشارکت مخاطب در اثر هنری قابل تغییر، وابستگی شدیدی به بطن فرهنگی و شرایط اجتماعی دارد. اگر فرض را بر این بگیریم که اثر هنری یکسانی از یک هنرمند، در جوامع گوناگون با بافت و ساختار فرهنگی متفاوت اجرا شود، آنگاه میشود این تصور را که هدف و بازنمود اثر هنری همیشه و در همه جا به نتیجه یکسانی ختم میشود را از ذهن دور کرد. بدین معنی که واکنش مخاطب و نوع این برخورد میتواند نتیجه گیری متفاوت و حتی متضادی با هدف غایی هنرمند را سبب شود. نمونه این تاثیر پذیری اثر هنری از مخاطب را میتوان در آزمایشات روانشناسانه یکسان در محیط های متفاوت دید. یعنی اگر جامعه هدف، در یک آزمایش با پارامترهای ثابت، تغییر یابد، طرف دیگر معادله که همان نتیجه آزمایش است نیز تغییر میکند.

X + Y=Z - X + T=W
1) X=آزمایشی با سوالات یکسان یا اثر هنری با مولفه های برابر
2) Y و T=جامعه های هدف متفاوت
3) Z و W=نتایج متفاوت ناشی از تغییر جامعه هدف.

نمونه بارز این تغییر و تحول نتایج در "کانستراکشن" یا "ساختمان" الیاس امینیان قابل مشاهده است.

در این پرفورمانس، هنرمند بر یک صفحه چوبی نئوپانِ متکی بر چند بلوک چوبی کوچک در ابتدای ورودی گالری نشسته است. اندازه و شیوه قرار گیری این صفحه نئوپان به نحوی است که بازدید کنندگان باید حتما از روی آن رد شوند تا وارد فضای گالری شوند. از سوی دیگر این صفحه به نوعی تعبیه گردیده که حالتی ناپایدار دارد. یعنی با هر حرکت کوچک خودِ هنرمند یا مخاطبانی که مجبور به گذشتن از روی این صفحه هستند، کل این سطح به لرزه درمیاید. حال تصور کنید هنرمندی که بر روی این صفحه نشسته است در حال بازی و ساختن برج ها و سازه هایی است که مصالح آن را بلوک های کوچک مکعب مستطیل چوبی تشکیل میدهند. (بلوک های چوبیِ بازی دومینو) بازی ای که نیاز به تمرکز و شرایط بسیار پایدار محیطی دارد. تمرکزی که به محض اندکی غفلت میتواند به از هم پاشیدگی و فرو ریختن سازه مورد نظر ختم شود. البته امینیان نیز سازه های خود را به نحوی ارادی و کاملا ناپایدار طراحی کرده بنحوی که با کوچکترین لرزه ای با تخریب آن مواجه شود. همچنین بر روی دیوار پشت سر هنرمند، مدارک تحصیلی وی که حاکی از تحصیل امینیان در رشته های مهندسی عمران، طراحی صنعتی و معماری است قرار دارد.

مخاطبان این اجرا به محض اینکه متوجه این ناپایداری سطح میشدند، اولین حرکتی که انجام میدادند، ایجاد لرزه و اغراق در قدم برداشتن بر روی سطح نئوپان بود. بمحض اینکه سازه هنرمند به ساختاری قابل اعتنا میرسید، مخاطبان با هیجانی وصف ناپذیر، اقدام به پریدن بر روی سطح چوبی کرده و از سقوط سازه مربوطه شعف خاصی به ایشان دست میداد. سایر مخاسبین نیز حالتی انفعالی داشته و نسبت به این تخریب عمدی واکنشی نشان نمیدادند. این عمل بارها و بارها اتفاق افتاد تا آنکه یکی از مخاطبان با حضور بر روی صفحه نئوپان، به ساخت سازه ای تازه همت گمارد، و به کمک هنرمند مفلوک شتافت. حرکتی که باعث شد تا برخی از سایر مخاطبان نیز به همین امر تشویق شده و در ساخت و سازها، امینیان را همراهی کنند. نکته جالب این بود که افرادی که بیشتر تمایل به تخریب داشتند، پس از اینکه از تخریب سازه ها خسته شدند به سراغ مدارک تحصیلی هنرمند رفته و اقدام به تخریب و لگدمال کردن آنها کردند. اتفاقی که به تنها مورد سخنگویی امینیان در طول اجرا منجر شد و وی را به اعتراض واداشت.

در تمام طول مدت این اجرا، ویدئویی از ساعاتی قبل از حضور مخاطبان در فضای گالری در حال نمایش بود. ویدئویی که هنر مند را در حال ساخت سازه هایی جذاب نشان میداد. سازه هایی که بدون حضور مخاطبان به خوبی شکل میگرفتند و به سرانجام رسیده بودند. سازه هایی که با حضور مخاطبان هرگز به شکلی قابل اعتنا نرسیده بود. ولو اینکه خود هنرمند بر روی همان صفحه ناپایدار نشسته و سرگرم ساخت و ساز خویش بود.

در نگاه اول پرفورمنس الیاس امینیان را میتوان نقدی به مخاطبان آثار هنری و در شکلی کلی تر به جامعه ایران ارزیابی کرد. جامعه ای که به جای کمک کردن به ساختن در صدد تخریب و برهم زدن است. تخریبی که همچون لگدی بر "در چاه افتاده ای" است. هنرمندی که خود با وجود تحصیلات عالیه و مرتبط در زمینه ساخت و ساز (عمران، معماری و طراحی صنعتی) در شرایط ناپایدار اجتماعی و شغلی قرار گرفته تا جایی که به جای اقدام به ساختن سازه هایی کاربردی و واقعی، به ساخت و ساز سازه هایی ناپایدار و عبث مشغول است. اما مخاطب یا جامعه پیرامون وی همین اندک دلمشغولی هنرمند را نیز تاب نیاورده و مایل به تخریب تمام دسترنج وی است. حتی آن لحظه که دیگرانی به کمک وی میایند تا بلکه خشتی بر خشتی بگذارند و شخص تخریب گر را خنثی کنند، او اقدام به نفی هویت هنرمند میکند. با آنکه دستانش برای تخریب بسته شده و امکان "دیکانستراکشن" از وی سلب شده، در جهت نفی هویت هنرمند حرکت کرده و تمایل خود را به ایفای نقش منفی بیش از پیش نشان میدهد.
شاید این مثل فارسی معروف بهترین نتیجه گیری را به زبان آورد: از ماست که بر ماست.

محسن ثقفی


 

خبرنامه شماره ۶ چهارمین فستیوال سی پرفورمنس،...

پرفورمنس آرت امروز:
 

"فراموش شدگان"، هومن داودی
پنجشنبه ۱۰ مهرماه ۱۳۹۳
ساعت اجرا: ۱۹
ورود افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است.
این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.

لطفا توجه فرمایید:
پیش از شروع پرفورمنس ها گوشی همراه خود را خاموش کنید.
عکاسی و فیلمبرداری از تمامی پرفورمنس ها بدون اجازه مسئولین گالری و هنرمندان مجاز نیست.
از تمامی دوستان و مخاطبان محترم تقاضا می کنیم پیش و بعد از پرفورمنس ها از تجمع روبروی گالری و در خیابان جدا پرهیز نمایید همکاری شما در این زمینه موجب آسودگی مسئولین گالری در برگزاری این رویداد خواهد شد.
پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم.


بیوگرافی هومن داودی:

متولد ۱۳۵۶
تحصیلات: مهندسی کامپیوتر
نمایشگاه گروهی کشو گالری آرته
پرفورمنس ما سایه ها همراه با نیما رافتی گالری ارته
پرفورمنس سایه ها همرا با نیما رافتی خانه هنرمندان
پرفورمنس اینترنتی هیس. سکوت همراه با نیما رافتی
پرفورمنس ایلا خولیا گالری ایست
دانش آموخته کارگردانی. عکاسی فیلم نامه نویسی هنر مفهومی و بازیگری در موسسه کارنامه



پرفورمنس آرت روز جمعه ۱۱ مهرماه ۱۳۹۳

"چرا که از این طریق رد سن مان را پاک می کنیم"، نیما نیک اخلاق
ساعت اجرا: راس ساعت ۱۹
لطفا توجه فرمایید  بعد از ساعت ۱۹ ورود به اجرا میسر نیست.

این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.


توجه:
تمامی اجراها رایگان است. پرفورمنس ها  نیاز به ثبت نام دارند (همواره یک شب قبل نیاز یا عدم نیاز به ثبت نام را در وبلاگ گالری بررسی نمایید. ثبت نام از طریق وبسایت های گالری ایست و یک روز پیش از هر اجرا برای همان اجرا صورت می گیرد. فرم ثبت نام هوشمند است و بعد از رسیدن به تعداد در نظر گرفته شده توسط هنرمند بسته خواهد شد.





گالری ایست در طول فستیوال روزهای شنبه و چهارشنبه تعطیل است.
‎برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ و وبسایت گالری ایست مراجعه کنید.
‎‏blog.tehraneastgallery.com


۱۳۹۳ مهر ۹, چهارشنبه


اجرای روز ششم، "فراموش شدگان"، هومن داودی


اجرای روز ششم، "فراموش شدگان"، هومن داودی
پنجشنبه ۱۰ مهرماه ۱۳۹۳
ساعت اجرا: ۱۹

ورود افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است.
این اجرا نیازی به ثبت نام ندارد و تعداد مخاطبان محدود نخواهد بود.






بیوگرافی هومن داودی:

متولد ۱۳۵۶
تحصیلات: مهندسی کامپیوتر
نمایشگاه گروهی کشو گالری ارته
پرفورمنس ما سایه ها همراه با نیما رافتی گالری ارته
پرفورمنس سایه ها همرا با نیما رافتی خانه هنرمندان
پرفورمنس اینترنتی هیس. سکوت همراه با نیما رافتی
پرفورمنس ایلا خولیا گالری ایست
دانش آموخته کارگردانی. عکاسی فیلم نامه نویسی هنر مفهومی و بازیگری در موسسه کارنامه