۱۳۹۰ مرداد ۲۷, پنجشنبه

پرفورمنس امیر راد، " آرتیست سورون، هیچ برون"، 21 مردادماه 90

عکس هایی از پرفورمنس امیر راد، " آرتیست سورون، هیچ برون"، از مجموعه "با من افطار کن"















عکس ها از فراز فلاحی

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

خوانندگان مجله تندیس بخوانند

خوانندگان مجله تندیس بخوانند

بعد از چاپ مطلبی در صفحه گالری گردی شماره دویست و چهار مجله تندیس به تاریخ چهار مرداد ماه، هیئت مدیره نگارخانه ایست جوابیه ای تهیه کرد و برای چاپ آن طبق قانون مطبوعات با مدیر مسئول و سردبیر مجله آقای محمد حسن حامدی تماس گرفته شد و ایشان هم قول چاپ جوابیه را در شماره بعدی مجله ( شماره دویست و پنج / هجده مرداد 1390) داد. یک هفته بعد از چاپ مجله ( شماره دویست و چهار/ چهار مرداد) جوابیه ارسال شد.  ابتدا سردبیر تماس گرفت و عذر خواهی کرد و از ما خواست تا با نویسنده هم صحبت کنیم، نویسنده هم تماس گرفت و عذرخواهی کرد، در تمام مکالمات ما بر چاپ جوابیه به عنوان یک حق قانونی پای فشردیم و البته سردبیر هم پذیرفت اما در آخرین روز مکالمه آقای حامدی از چاپ جوابیه سر باز زد و وقتی دلیل را جویا شدیم گفتند که ایشان و نویسنده عذر خواهی کرده اند  و ما هم پذیرفته ایم پس دلیلی برای چاپ جوابیه نیست!
گویا ایشان خوانندگان مجله را یک سر فراموش کرده اند و پنداشته اند که مطلب صرفا برای ما، نویسنده و ایشان چاپ شده است. به هر حال از آنجا که چنین رفتاری را در میان اهل فرهنگ سراغ نداشته ایم آنرا رفتاری از سر استیصال دانستیم تا اینکه شماره جدید در پیشخوان نمایان شد و همانطور که انتظار داشتیم جوابیه چاپ نشد و توضیح کوتاهی فقط با اشاره به اشتباه در اسامی به چاپ رسید.
آقای حامدی علاوه بر اینکه عملی غیر اخلاقی در ارتباط با نگارخانه انجام داده اند مرتکب عملی غیر قانونی نیز شده اند در این میان بهتر است به اخلاق حرفه ای اشاره نکنیم که ما نیز در یافته ایم انتظار بزرگی از ایشان است.
متنی که برای مجله ارسال شده بود را عینا در زیر مشاهده می کنید:






در شماره دویست و چهار مجله تندیس به تاریخ چهار مرداد ماه یادداشتی از آقای سید امیر سقراطی با عنوان "هر اجرایی پرفورمنس نیست" در بخش گالری گردی به چاپ رسیده است که حاوی مطالبی است که مدیران نگارخانه ایست را بر آن داشت که پاسخی برای آن مجله ارسال کنند خواهشمند است مطابق قانون مطبوعات این پاسخ را به طور کامل در شماره بعدی مجله و در همان بخش به چاپ رسانید.
۱- آقای سقراطی نوشته اند که در هجدهمین روز یعنی‌ سه شنبه 28/4/90 در پرفورمنس آقای پیام جهانمانی به نام "زمان + ی" شرکت کرده اند و بعد از توصیف این پرفورمنس و توضیح راجع به جلسه پرسش و پاسخ، نتیجه گرفته اند که نه هنرمند و نه برگزار کنندگان از دانش کافی‌ در زمینه پرفورمنس برخودار نیستند ( نقل به مضمون)
الف: پرفورمنس آقای پیام جهانمانی دقیقا در همان روز 28/4/90 برگزار شد اما با کمال تعجب نتیجه گیری نویسنده یادداشت بر اساس توصیفاتی است از پرفورمنس آقای آروند دشت آرای به نام " بازیافت"!
ب: آن چنان که نویسنده اشاره کرده اند آقای دشت آرای در پایان هر پرفورمنس جلسه پرسش و پاسخ برگزار میکردند و مانند بسیاری از جلسات مشابه در طول این جلسات نیز بار‌ها نام ایشان به عنوان مخاطب سوال آورده می شد، عجیب نیست که آقای سقراطی نام اجرا کننده را به خاطر نمی‌‌آورند!
ج: نویسنده در بخشی از توصیفات خود از پرفورمنس آقای دشت آرای به فیلم نمایش داده شده در این پرفورمنس اشاره کرده اند و آنرا "فیلمی از یک رقص محلی" خوانده اند. سپس با استفاده از کل دایره واژگان خود جهت نقد هنری و با به کارگیری کلماتی‌ چون "گل و گشاد"، "پز روشنفکری"، "قر و قنبیل" و اقسام توهین به مخاطبان و هنرمند، کلیه دست اندر کاران را متهم به " زدن حرف‌های مثلا بزرگ برای اصلاح آیین کهن روستایی" کرده اند. اما نکته مهم این است که فیلم نمایش داده شده فیلمی از یک رقص محلی و نشاندهنده آیین کهن روستایی نبوده است! بلکه فیلمی از تقلید تعدادی از هموطنان از رقص‌های غربی است در یک جشن واقع در یکی‌ از شهر‌ها یا روستا‌های کشور. یعنی‌ کاملا بر عکس آنچه ایشان نظریات خود را بر پایه آن بنا کرده اند.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر می‌‌آید جناب سقراطی نوشتار خود را نه بر اساس آنچه دیده اند بلکه بر اساس آنچه شنیده اند به رشته تحریر در آورده اند. آنچه این گمان را قوت می‌بخشد این است که در بروشور نمایشگاه روز اجرای آقای دشت آرای 2/5/90 است که به دلیل مسافرتی که برای ایشان پیش آمد با روز خانم‌ها سارا فعلی‌ و تارا فاتحی در تاریخ 29/4/90 جابجا شد به همین دلیل هم امکان تطابق پرفورمنس شنیده شده دست کم به لحاظ تعداد و جنسیت هنرمند از طریق بروشور میسر نبوده است و قرعه به نام نزدیکترین هنرمند یعنی‌ آقای جهانمانی افتاده است.
اشتباه در تاریخ پرفورمنس، روز هفته، نام هنرمند، نام پرفورمنس و اجزا پرفورمنس همه و همه باعث نمی‌شود مانند ایشان به صراط پیش داوری و قضاوت درافتیم شاید آنچنان که نویسنده در نوشتار خود آورده است: " بی‌ خیال از هرچه سهل انگاری و سهل پنداری دلخوش به دیدن درختان پر شمار گردو در باغ‌های اطراف فکر کردم اصلا چیزی ندیده‌ام به جز صبوری درختان" ایشان همه چیز را فراموش کرده اند. ما هم فکر می‌کنیم در این جملات حقیقتی نهفته است!
۲- نویسنده بدون توجه به مفهوم نسبی‌ "دور بودن"، دور بودن مسیر نگارخانه از خود را دلیل:
الف: برگزاری نمایشگاه‌هایی‌ "با نام‌های تثبیت شده" برای کم کردن "ریسک دیدن کار بد"
ب: جلب اعتماد بیننده برای بازگشت دوباره به گالری
ج: برپایی "نمایشگاه‌های متفاوت و بی‌ ارتباط به یکدیگر"
دانسته است. نادرستی‌ چنین استنتاجی‌ با چنین مقدمه سستی نیازی به توضیح ندارد اما درباره نتایچ :
در موارد (الف) و (ب) اگر چنین است که هست، نه‌ به دلیل دور بودن راه (به خصوص از ایشان) بلکه به دلیل اهمیت مخاطب و اهداف تعریف شده نگارخانه است.
در باره بند (ج) هم‌ ای کاش نویسنده به جای برگزیدن نام دو نمایشگاه مناسبتی (قهوه خانه و هفتاد سالگی قباد شیوا) جهت اثبات ادعای خود، نگاهی‌ به سایر نمایشگاه‌های نگارخانه در همین مدت کوتاه ۱۰ ماه می‌‌انداختند. قریب به اتفاق نگارخانه‌های تهران به دلایل گوناگون رفتاری کم و بیش مشابه در برگزاری نمایشگاه‌های متفاوت دارند ولی‌ معمولا تمرکز خود را بر گونه ای از آثار و یا مدیوم حفظ می کنند نگارخانه ایست هم با تمرکز بر هنر معاصر رفتاری اینگونه دارد.
۳- نویسنده در نوشتار خود چندین بار از واژه "برگزار کنندگان" گاهی به معنی‌ نگارخانه ایست و مسئولان آن و گاهی به معنای کیوریتر‌های این نمایشگاه (آقایان امیر راد و محمد رضائی راد) استفاده کرده است . جمع این دو گروه که وظایف متفاوتی دارند باعث بی منطق تر شدن نوشتار ایشان شده است.
۴- آقای سقراطی در حکمی کلی‌ " بار فقدان آموزش صحیح هنر در ایران" را بر دوش نگارخانه‌ها انداخته اند و نوشته اند که به جای "تعریف پیچیده و گنگ در بروشور" بهتر بود "مقاله‌ای تحقیقی و مطول در خصوص مفاهیم و تعریف این هنر " چاپ شود.
بحث درباره حکم کلی‌ ایشان و تعیین وظیفه برای نگارخانه‌ها فرصتی دیگر می طلبد. اما به شرط موافقت با این حکم هم توجه نویسنده را به این نکته جلب می‌کنیم که بروشور نمایشگاه تفاوتی‌ کارکردی و اساسی‌ با کاتالوگ نمایشگاه دارد. بروشور معمولا شامل اطلاعاتی‌ کلی‌ است راجع به نام، و زمان و مکان نمایشگاه همچنین نام هنرمند یا هنرمندان، مدیوم و گاهی‌ خلاصه‌ای از بیوگرافی و سوابق هنرمندان و در مواردی کلیاتی از موضوع نمایشگاه برای آگاهی دریافت کننده بروشور.
اما کاتالوگ نمایشگاه میتواند شامل اطلاعات بیشتر مثل مقالات تحقیقی و علمی‌، مصاحبه‌ها و ... باشد. معمولا کاتالوگ نمایشگاه در طول نمایشگاه و یا بعد از آن منتشر میشود و در مواردی به فروش می‌رسد. در مورد نمایشگاه " سی‌ پرفورمنس..." هم به دلیل ویژگی‌‌های پرفورمنس آرت (که اتفاقا در همان سه خط هم آمده است!) تصمیم گرفته شد که کاتالوگ نمایشگاه به صورت مالتی مدیا و بعد از نمایشگاه منتشر شود. بخشی از اطلاعات جمع آوری شده در طول نمایشگاه بر روی وبلاگ و وبسایت نگارخانه منتشر شده است و هم اکنون هم قابل دسترسی‌ است.
نکته دیگر اینکه مطول بودن یک متن دلیل بر کامل و یا بهتر بودن آن نیست و این ناشی‌ از نگاهی‌ کمی‌ است. چه خوب بود نویسنده به جای به کار بردن صفاتی چون "گنگ" و "مبهم" که نسبت به شخص گوینده تعریف میشوند با همان نگاه کمی‌ لااقل یک خط در نقد همان ۳ خط مینوشتند. چه ،افراد بسیاری همان سه خط (در توضیح ویژگی‌ پرفورمنس آرت و نه‌ تعریف آن) را موجز و بسیار گویا دانسته اند.
۵- آقای سقراطی نوشته اند که " سی‌ پرفورمنس... اتفاق خوشایندی در فضای گالری داری ایران بود" و در جای دیگر آورده اند که " قصد تخطئه و تخریب ندارم".
ما به هر دو گفته ایشان باور داریم و با توجه به نوشتار ایشان میتوانیم نتیجه بگیریم که قصد ایشان حتما تشویق و دلگرمی‌ هم نبوده است و با توجه به آنچه تا بدین جا ذکر کردیم و شواهد ساختاری و محتوای متن، قصد ایشان نقد هم نبوده است و یا بوده ولی‌ اطلاعات و دانش، کافی‌ نبوده است. آنچه می ماند نیت پر کردن بیش از نیمی از صفحهٔ مجله است که به لحاظ حرفه‌ای اشکالی بر این قصد و نیت وارد نیست. اما انتظار خواننده این است که حتا برای چنین نوع از مطالبی هم دست کم نویسنده اطلاعات اولیه راجع به نوشتار خود را کسب کند. در عصر حاضر علاوه بر مراجعه حضوری، وبسایت ها، وبلاگ ها، روزنامه‌ها و ... جایگزین اطلاعات سینه به سینه و درگوشی شده است.
۷- استفاده از برخی‌ کلمات که به "غلط رایج" مشهورند در میان نوشتار و برای تسهیل در خوانش متن امری است متداول اما برای انتخاب عنوان متن شایسته نیست، اتفاقا " هر اجرائی پرفورمنس است" ولی‌ " هر اجرایی پرفورمنس آرت نیست".
۸- نقد هنری مانند هر کار دیگری نیاز به دانش و از همه مهمتر اخلاق حرفه ای‌ دارد، برای جناب آقای سقراطی و مجله محترم تندیس آرزوی آینده‌ای روشن داریم.


هیئت مدیره نگارخانه ایست


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قانون مطبوعات
ماده‌ 23 ـ هرگاه‌ در مطبوعات‌ مطالبي‌ مشتمل‌ بر توهين‌ يا افترا، يا خلاف‌ واقع‌ و يا انتقاد نسبت‌ به‌ شخص‌ (اعم‌ از حقيقي‌ يا حقوقي‌) مشاهده‌ شود، ذينفع‌ حق‌ دارد پاسخ‌ آن‌ را ظرف‌ يكماه‌ كتباً براي‌ همان‌ نشريه‌ بفرستد. و نشريه‌ مزبور موظف‌ است‌ اينگونه‌ توضيحات‌ و پاسخها را در يكي‌ از دو شماره‌اي‌ كه‌ پس‌ از وصول‌ پاسخ‌ منتشر ميشود، در همان‌ صفحه‌ و ستون‌ و با همان‌ حروف‌ كه‌ اصل‌ مطلب‌ منتشر شده‌ است‌، مجاني‌ به‌ چاپ‌ برساند، بشرط‌ آنكه‌ جواب‌ از دو برابر اصل‌ تجاوز نكند و متضمن‌ توهين‌ و افترا به‌ كسي‌ نباشد.

تبصره‌ 1 ـ اگر نشريه‌ علاوه‌ بر پاسخ‌ مذكور مطالب‌ يا توضيحات‌ مجددي‌ چاپ‌ كند، حق‌ پاسخگوئي‌ مجدد براي‌ معترض‌ باقي‌ است‌. درج‌ قسمتي‌ از پاسخ‌ به‌ صورتي‌ كه‌ آنرا ناقص‌ يا نامفهوم‌ سازد و همچنين‌ افزودن‌ مطالبي‌ به‌ آن‌ در حكم‌ عدم‌ درج‌ است‌ و متن‌ پاسخ‌ بايد در يك‌ شماره‌ درج‌ شود.
تبصره‌ 2 ـ پاسخ‌ نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ در جريان‌ انتخابات‌ بايد در اولين‌ شماره‌ نشريه‌ درج‌ گردد. بشرط‌ آنكه‌ حداقل‌ شش‌ ساعت‌ پيش‌ از زير چاپ‌ رفتن‌ نشريه‌ پاسخ‌ به‌ دفتر نشريه‌ تسليم‌ و رسيد دريافت‌ شده‌ باشد.
تبصره‌ 3 ـ در صورتي‌ كه‌ نشريه‌ از درج‌ پاسخ‌ امتناع‌ ورزد يا پاسخ‌ را منتشر نسازد، شاكي‌ مي‌تواند به‌ دادگستري‌ شكايت‌ كند و رئيس‌ دادگستري‌ در صورت‌ احراز صحت‌ شكايت‌ جهت‌ نشر پاسخ‌ به‌ نشريه‌ اخطار مي‌كند و هرگاه‌ اين‌ اخطار مؤثر واقع‌ نشود، پرونده‌ را پس‌ از دستور توقيف‌ موقت‌ نشريه‌ كه‌ مدت‌ آن‌ حداكثر از ده‌ روز تجاوز نخواهد كرد به‌ دادگاه‌ ارسال‌ مي‌كند.


۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه

پرفورمنس محمد رضایی راد، "ضیافت سید ضیا الدین طباطبایی"، 20 مردادماه 90

عکس ها یی از پرفورمنس محمد رضایی راد، "ضیافت سید ضیا الدین طباطبایی"، از مجموعه "با من افطار کن"
















عکس ها از فراز فلاحی

ویدئو آرت علیرضا بشیرراد، "اسل"، 19 مردادماه 90

عکس هایی از ویدئو آرت علیرضا بشیرراد، "اسل"، از مجموعه "با من افطار کن"












عکس ها از فراز فلاحی

پرفورمنس سارا فعلی، تارا فاتحی ایرانی، "نومان"، 18 مردادماه 90

عکس هایی از پرفورمنس سارا فعلی، تارا فاتحی ایرانی، "نومان"، از مجموعه "با من افطار کن"














عکس ها از فراز فلاحی